|
کتاب بديهي و نقش آن در معرفتشناسي، اثري است از پژوهشگر ارجمند، عباس عارفي که براي نخستين بار توسط انتشارات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) در سال 1389 در قطع وزيري شامل 512 صفحه و به صورت شوميز چاپ و منتشر شده است.
لازم به ذکر است اين کتاب نوشتهاي است درمورد اصول معرفت و شالودههاي دانش که به منظور شناخت چيستي بديهي و واکاوي نقشي که بديهيات تصوري و تصديقي در فرايند تکوين و ارزيابي معرفت دارند، تدوين شده است.
اين اثر دربردارنده ده فصل است که مستقيم يا غير مستقيم مربوط به بديهي است و در آن افزون بر بحث از چيستي و اثبات مطابقت و صدق آن، به نقشي که دانش بديهي در فرايندسازي معرفت دارد نيز پرداخته شده است. لذا در اين رساله به تفصيل در مورد مبناگرايي بحث شده، سپس با پاسخ به اشکالات وارد بر مبناگرايي درباره کارکرد بديهي در توجيه معرفت نيز سخن به ميان آمده است.
نويسنده در مقدمه پرسشهايي را مطرح ميکند مانند: بديهي چيست؟ و چه نقشي در معرفت شناسي دارد؟ که در ده فصل اين کتاب به پاسخگويي به آنها ميپردازد.
فصل نخست به تحليل علم و شناخت اقسام آن اختصاص دارد، در فصل دوم نويسنده به واژهشناسي بديهي و نظري پرداخته است.
عنوان فصل سوم چيستي بديهي است که درباره هويت علم بديهي و بالتبع در مورد چيستي علم نظري بحث کرده است.در فصل چهارم پس از برشمردن فروض نهگانه درباره نسبت بديهيات تصوري و تصديقي با همديگر، به اين نتيجه ميرسد که تصورات و تصديقات برخي بديهي و برخي نظرياند.
در مورد سرّ بداهت تصوري و تصديقي در فصل پنجم بحث شده و در فصل ششم با موضوع علم بديهي، شاهد اثبات بديهي به معناي اعم هستيم.
فصل هفتم به بديهي و چالش صدق، اختصاص يافته است. در فصل هشتم با عنوان مبادي معرفت و گونههاي بديهي، از دانش بديهي اعم از تصوري و تصديقي به لحاظ اينکه ميتوانند مبادي معرفت واقع شوند، سخن به ميان آمده است.
بديهي و مبناگرايي عنوان فصل نهم است که به مبناگرايي در توجيه معرفت ميپردازد و ضمن معرفي گونهها و اقسام مبناگرايي به رابطه بين بديهي و مبناگرايي اشاره ميکند و به اين نتيجه ميرسد که مبناگرايي برهاني، پيوندي وثيق با بديهي دارد.
در فصل آخر با عنوان نقش بديهي در توجيه معرفتي، نويسنده به معرفت و توجيه، همچنين به گونههاي معرفت و توجيه معرفتي ميپردازد، سپس با بررسي رابطه بين برهان و توجيه معرفتي نشان ميدهد که توجيه برهاني، مقوماتي دارد که از جمله مهمترين آنها داشتن مقدمات يقيني است که آنها نيز نهايتاً به مبادي بديهي ميرسند. لذا در پايان نشان داده شده که بديهي چه نقشي در معرفتشناسي دارد.
در خاتمه اين اثر، کتابنامه، فهرست اصطلاحات و فهرست اعلام آورده شده است.
|